ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۳, سه‌شنبه

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی همراه مردم اهواز است.

کمیته حمایت  از شاهرخ زمانی با توجه به شرایط زندگی غیرانسانی و مشکلات مردم اهواز از جمله ریزگردهای پراکنده در هوا ،قطع برق ، در نتیجه نیامدن آب از لوله به علت فشار کم ، نبود آب آشامیدنی ،قطعی تلفن و انتقال آب رودخانه ها که باعث خشکی تالاب ها و رودخانه ها شده که نتیجه آن پیدایش ریزگردها شده است.
 صد البته عامل تمامی مشکلات مردم خوزستان و دیگر مناطق کشور عبارتند از:
 وجود جمهوری اسلامی و دزدی ها و اختلاس ها و رشوه خواری های هزاران میلیاردی دولت مردان اسلامی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، قوه قضائیه اسلامی دزد پرور، برادران بسیجی و سپاهی دزد و قاچاقچی، بنیادهای مختلف مربوط به حکومت مانند بنیاد شهید ، بنیاد 15 خرداد خمینی ، بنیاد مستضعفان، آستان قدس رضوی و ... و شهرداران و شورا های شهری که همگی بلا استثنا در اختلاس ها و دزدی ها شریک هستند. چنین عواملی مردم اهواز را با مشکل روبرو کرده اند و مردم اهوازبرای کسب حق خود  دست به اعتراضات گسترده زده اند.  ما در کمیته حمایت از شاهرخ زمانی ضمن حمایت از این حرکت مردمی خوزستان و اعلام اینکه تمامی مشکلات مردم اهواز و دیگر مناطق مانند سیل زده ها ، مدارسی که خراب شدند ، کولبرانی که زیر برف یخ زدند ، انسانی های بی خانمانی که در گور ها می خوابند ، کودکانی که در خیابانها اواره اند یا به جای مدرسه مجبورند کار کنند و میلیونها کارگری که بیکار شدند و یا هر روز بیکار می شوند ، دانشجویان و جوانانی که آینده ای ندارند یا باز نشستگانی که در فقر به چه کنم چه کنم گرفتار شدند ،شاغلینی که مجبورند با دستمزد چهار برابر زیر خط فقرکار کنند،  زنانی خیابانی که هر روز به تعدادشان افزوده می شود و ... مسبب اصلی همه این مشکلات را جمهوری اسلامی سرمایه داری می دانیم،  و در همین جهت از تمامی مردم شهرهای دیگر می خواهیم که با پیوستن به این اعتراضات اخیر در شهرهای خود در حمایت از مردم اهوازدست به تجمع و اعتراض بزنند، چرا که اگر ساکت بمانیم فردا نوبت ما خواهد بود  پس بیاییم متحدانه و یکپارچه از حقوق مردم اهواز و خودمان دفاع کنیم.
هم چنین از مردم اهواز بخصوص کارگران می خواهیم اجازه ندهند بین انها به بهانه ملیت های مختلف یا داشتن زبان های متفاوت اختلاف ایجاد کنند ما از همه جوانان و کارگران و مردم شهر های خوزستان بخصوص شهر مبارز اهواز می خواهیم، بدون توجه به تفاوتهای ملیتی و زبانی متحدانه دست در دست و بازو به بازو در اعتراضات شرکت نمایند، آگاه باشیم که اگر امروز ملیت های مختلف ساکن ایران به همدیگر کمک نکنند، هیچ کدام به تنهای نمی توانند جمهوری اسلامی جنایت کار را سر نگون کنند، برای سرنگونی جمهوری اسلامی و برای کسب مطالبات خود همه ملیت ها به کمک و همکاری با یکدیگر نیاز دارند.امروز این وظیفه ایجاد اتحاد و مقابله با تفرقه انداز های شوونیست ها میان خلق ها برای مبارزه با جمهوری اسلامی به عهده کارگران ، دانشجویان و دانش اموزان و جوانان انقلابی است .

پیش بسو اعتراضات متحدانه

کمیته حمایت از شاهرخ زمانی

3/12/1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اسفند ۱, یکشنبه

سومین جلسه پالتالکی جمع قدم اول با موضوع :

"شروط لازم برای ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟"


” سازماندهی برای برگزاری متحدانه دراعتراضات اول ماه می” ارسال کنید

فراخوان :

نقد ها و پیشنهادات و تجربیات خود را در رابطه با

سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می ارسال کنید
با توجه به برگزاری اول ماه می در سال های گذشته در داخل ایران و در کشورهای مختلف توسط رفقای ایرانی تجربیات تلخ و شیرین، بسیاری داریم، اکنون که بیش از دو ماه به اول ماه می باقی است بهتر است هر کدام از ما از جمعه تشکل ها و تشکیلات ها، محافل تجربیات گذشته را آئینه مقابل خود قرار داده برای برنامه ریزی بهتر و مشترک ضمن درس گرفتن از تجربیات خوب و بد جهت برنامه ریزی و سازماندهی برای برگزاری قویتر، مراسم های اعتراضی اول ماه می، اقدام نماییم ، برای به اشتراک گذاشتن تجربیات از تمامی نیروهای انقلابی و کارگری داخل و بیرون می خواهیم اقدام به نوشتن و انتشار تجربیات ، نظرات و پیشنهادات خود در رابطه با بهتر و قویتر برگزار کردن مراسم های فوق نمایند و در این رابطه لازم است به عرض کلیه رفقا داخل و بیرون برسانیم که ما بخش مسائل جاری نشریه شماره 11 جمع قدم اول را به موضوع اول ماه می اختصاص دادیم، بنا براین امادگی انتشار کلیه مقالات مربوط به اول ماه می از هر نوع ان مانند نقد ، پیشنهاد ، بررسی ، مقالات ترویجی و تبلیغی و همچنین انتقال تجربیات هستیم، با توجه به چنین در خواستی همان گونه که بیان شد بخشی از شماره 11 نشریه تدارک حزب انقلابی را به طرح موضوع فوق ” سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می” اختصاص خواهیم داد. و با توجه به اینکه شماره یازده نشریه تدارک حزب انقلابی در تاریخ 15 فروردین 1396 منتشر خواهد شد، بدین وسیله از تمامی فعالین کارگری و انقلابی ، سازمانها و احزاب و محافل داخلی و بیرونی در خواست دخالت گسترده در موضوع را داریم و تقاضا می کنیم، در راستای موضوع اول ماه می   نظرات ، پیشنهادات و نقد های خود را تا تاریخ 5 فروردین1396  جهت درج در شماره یازده نشریه فوق به آدرس های  pishnahad1393@gmail.com  و pishnahad2014@gmail.com ارسال نمایند .
لازم به توضیح است که ما در جمع قدم اول طبق آیین نامه اجرایی این جمع، متعهد به چاپ و نشر کلیه نظرات ، پیشنهادات و نقد های رسیده بی کم و کاست هستیم،و طبق مصوبات در رابطه با موضوع محوری نشریه شماره یازده اگر حجم مطالب دریافتی بیش از ظرفیت شماره یازده باشد، آنها را در قالب ضمیمه شماره یازده همزمان منتشر خواهیم کرد.
ما دخالت سریع و هر چه بیشتر در جهت ممکن شدن تصمیم فوق، را به دلیل محدودیت زمانی لازم دانسته و آن را در جهت گسترش طرح موضوع برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می و ارتقاء آن به سطح همبستگی طبقاتی کارگران لازم می دانیم. بنابراین از تمامی رفقا کارگر و انقلابی  می خواهیم هر چه بیشتر دخالت کرده موافقت و نقد سازنده خود را جهت یافتن راه کارهای بهتر برای برنامه ریزی و سازماندهی مبارزات کارگران و انقلابیون در جهت اعتراضات و برگزاری متحدانه مراسم های اول ماه می ارایه کنند. بدون شک هر چه دخالت ها و شرکت در بحث و گفتگو ها و انتقال تجربیات بیشتر باشد، امکان یافتن راههای بهتر و برنامه ریزی اعتراضات عملی بیشتر و با سازماندهی دقیق تر ممکن خواهد شد، و بدنیال آن نتیجه و حاصل بیشتری نسیب طبقه کارگر و انقلابیون در جهت هدایت به سمت و مسیر انقلابی خواهد بود.
ما ضمن اینکه صمیمانه دستان شما دوستان و رفقا را در داخل و بیرون می فشاریم، در همین حال انتظار داریم نظرات ، پیشنهادات و نقد و تجربیات خود در رابطه با برگزاری مراسم های اعتراضی اول ماه می در سال ۱۳۹۶ را قبل از تاریخ 5 فروردین 1396 ارسال نمایید ، البته فراموش نکنید، اگر مطالبی در رابطه با موضوعات دیگری نیز ارسال کنید، ضمن تشکر و قدر دانی آنها را نیز منتشر خواهیم کرد.
پیش بسوی “سازماندهی برای برگزاری متحدانه در اعتراضات اول ماه می
پیش بسوی همکاری های مشترک عملی در نقاط مشترک
پیش بسوی ایجاد فدراسیون سراسری کارگری
پیش بسوی ایجاد حزب انقلابی طبقه کارگر

جمع قدم اول
3/12/1395

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۲۰, چهارشنبه

فشار شدید مقامات برای بازگرداندن رضا شهابی به زندان

رضا شهابی عضو هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از سوی دادستانی تهران برای بازگشت به زندان تحت فشار قرار گرفته است و این در حالی است که دوره ی حبس شهابی پایان یافته است.
رضا شهابی که در روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ بازداشت و به شش سال زندان محکوم شده بود به دلیل ضرب و شتم ماموران امنیتی در زمان بازداشت و بازجویی، در دوره محکومیت دو بار تحت عمل جراحی (گردن و کمر) قرار گرفت و به دلیل وضعیت جسمی بسیار وخیم، مسئولان قضایی با تاییدیه پزشکی قانونی و اخذ وثیقه سنگین با مرخصی استعلاجی نامبرده برای مدت باقی مانده حبس موافقت نموده بودند.
با وجود اینکه این کارگر زجر کشیده در تاریخ ۱۶/۲/۹۴ محکومیتش تمام شده و مسئولان قضایی پیش از این در مراجعات آقای شهابی به دادستانی بصورت شفاهی اعلام کرده بودند که محکومیت حبس شما پایان یافته است اما تا به امروز از استرداد وثیقه هم  خودداری کرده اند.  همچنین در همین رابطه دولت ایران طی گزارشی به سازمان جهانی کار اعلام کرده که رضا شهابی از زندان آزاد و بازگشت بکار شده است در حالی که وی هنوز از کار اخراج و تحت فشار برای بازگشت به زندان است.
 علی رغم اینکه شهابی همچنان از عارضه گردن و کمر و بیماری های مختلف ناشی از اعتصابات غذا در دوره محکومیت رنج می برد، دادستانی در ماه های اخیرطی تماس های تلفنی با ایشان اعلام کرده که سه ماه از مرخصی مورد موافقت قرار نگرفته است و باید به زندان مراجعه نماید. همچنین دادستانی با اخطارکتبی و تماس های تلفنی مکرر به وثیقه گذار از ایشان خواسته است که شهابی را تحویل زندان دهد در غیر اینصورت وثیقه را ضبط خواهد کرد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن محکوم نمودن اقدامات امنیتی و قضایی صورت گرفته علیه رضا شهابی خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و دیگر فعالین کارگری و همچنین خواستار لغو احکام صادره علیه  دو تن ازدیگر اعضای هیات مدیره سندیکا، آقایان ابراهیم مددی و داود رضوی می باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۹۵/۱۱/۲۱

کمیته پیگیری ایجاد تشکل ها ی کارگری ایران


اعلام نظر علی خدایی عضو شورای عالی کار در باره افزایش حداقل دستمزد .
علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار در روزنامه همشهری مورخه 18 بهمن 95 می گوید :"حداقل دستمزد باید 3 برابر شود . اما در وضعیت فعلی این کار شوک بزرگی بر بازار وارد می کند. در طول 4-5 سال آینده این خلع کمبود باید پر شود ."
علی خدایی عضو کارگری شورایعالی کار ، نماینده ما کارگران نیست . بلکه برگزیده دولت است. شورای اسلامی موجود در کارخانه ها ، کارگزاران و عصای دست کارفرمایان و دولت هستند.
آنها کارگران گزینش شده توسط وزارت کار و نهاد های امنیتی هستند.وظیفه شان به بیراهه کشاندن و گمراه کردن کارگران است .
گفته وی بیان کننده هدف و منظور ایشان از افزایش حداقل دستمزد است .سخن او بعنوان یک خبر ، می خواهد اذهان عمومی کارگران را برای افزایش بسیار ناچیز 10 الی 15 درصدی آماده سازی نماید. او نگران وضعیت کارگران نیست ، بلکه نگران منافع کارفرمایان و دولت است .
او میگوید افزایش 3 برابری حداقل دستمزد در چنین وضعیتی به بازار شوک وارد می کند . به تعبیر وی شوک به منافع کارفرمایان وارد می شود .
کارفرمایان با خیالی آسوده به افزایش سود خود می اندیشند . اگر دستمزدها بیش از افزایش مد نظرشان اضافه گردد، آنها شوکه می شوند . چرا که در افزایش سودهای نجومی و افسانه ای خود خلع ایجاد شده است .
کارفرمایان به سازمانهای دولتی ،پلیس و دیگر نهادهای سرکوب کننده اطمینان دارند، که جهت پایین نگهداشتن دستمزد از هرگونه تلاشی دریغ نخواهند کرد .
برای علی خدایی ، زندگی و بقا کارگران ، پشیزی ارزش ندارد .زیرا که حداقل دستمزد 812000 تومان چند برابر زیر خط بقا و5 برابر زیر خط فقر قرار دارد .به نظر ایشان حداقل دستمزد  باید 3 برابر گردد .پس او به هزینه زندگی کارگران واقف و آگاه است . او می گوید " اما در وضعیت فعلی این افزایش 3 برابری دستمزد به بازار شوک وارد می کند ." به اعتقاد ایشان قربانی شدن جمعیت تقریبا 50 میلیونی کارگران بهتر است ، تا اینکه به کارفرمایان شوک وارد نشود ؟؟!!
آقای علی خدایی ، 38 سال قربانی کردن جمعیت بیش از 50 درصد جامعه ایران کافی نیست ؟ طی 4 الی 5 سال دیگر این وضعیت باید ادامه یابد ؟
آیا واقعا پذیرفتنی است ، که علی خدایی و دیگر دوستانش نمایندگان کارگران هستند ؟؟
فقر و فلاکت تمام عرصه های زندگی این جمعیت کارگران را اشباح کرده، و آمار و ارقام ناهنجاریهای اجتماعی روز به روز افزایش می یابد .از کاهش سن اعتیاد و کاهش سن دختران خیابانی گرفته تا انباشته کردن زندانها، افزایش طلاق ،نوزاد و کلیه فروشی ، کارتن خوابی و پدیده گور خوابی و دهها معضل دیگر که گریبان جمعیت فرودست جامعه را گرفته است .بیکاری و گرانی  این دو پدیده در کنار حداقل دستمزد ناچیز ، ان وضعیت جهنمی است ، که شما نمی خواهید در آن خلعی ایجاد شود ؟؟
علی خدایی و دیگر اعضای کارگری شورایعالی کار در کدام کارخانه و یا در کدام منطقه از تهران ساکن هستند ، که  واقعیات آشکار چنین وضعیتی را  میخواهند  انکار کنند ؟

پرداختن به دیگر سخنان ایشان ، از جمله همین نتیجه را میدهد .
کارگران چرا "باید" 4-5 سالی این دستمزدهای ناچیز و تبعات ویرانگر زندگی خود را تحمل نمایند ؟
او نمی داند که در طول این 4-5سال هزینه زندگی کارگران به مراتب چندین برابر اوج خواهد گرفت ؟
علی خدایی باید بداند ، که او نماینده ما کارگران نیست .زیرا که به قول معروف " از کوزه همان برون تراود که در اوست "
ما کارگران به او و اعضای کارگری ، نماینده گان کارفرمایان ودولت در  شورایعالی کار میگوییم  : "حداقل دستمزد باید تامین کننده هزینه زندگی ، ونه " برده گی " ما باشد .
 همچنین خواهان به روز شدن استاندارد های زندگی اجتماعی خود هستیم .
استفاده از ماده 41 قانون کار تامین کننده سبد هزینه خواربار ما کارگران نبوده و نخواهد بود . مبنای افزایش حداقل دستمزد باید ، به 3 برابر افزایش یابد ." ما هم اکنون خواهان 3 برابری حداقل دستمزد هستیم ، ونه 4-5 سال دیگر .
20 بهمن 95
آیت نیافر
سخنگوی کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگری ایران


ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۱۱, دوشنبه


جلسه پالتالکی جمع قدم اول

بحث و تبادل نظر پیرامون :


"  علل عدم تشکیل حزب انقلابی طبقه کارگر چیست؟ "


زمان : پنجشنبه ۹ فوریه  ۲۰۱۷ ساعت ۲۰ به وقت اروپای مرکزی و ساعت 14 به وقت آمریکای شمالی ،مطابق با ۲۱ بهمن  ماه ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۳۰ به وقت ایران.

آدرس و مشخصات اتاق :
ghadameaval :room name
Asia and pacific :category
Iran :subcategory

از تمام رفقا و فعالین جنبش کارگری دعوت میشود در مباحثات شرکت کرده و در بحث ها
مداخله گر باشند.


کارگران جهان متحد شوید!


جمع قدم اول
(تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۷, پنجشنبه

به یاد و خاطر کارگران جانباخته آتش نشان ساختمان پلاسکو

از حادثه دلخراش ساختمان پلاسکو در تهران چهار روز میگذرد .
با فرو ریختن برج تولیدی و تجاری پلاسکو 4000 هزار نفر ، کارگر بیکار و580 کارگاه تولیدی از بین رفت.تعداد مسدومین تا کنون حدود 125 نفر و 5 نفر از کارگران آتش نشان جان خود را از دست دادند .
قطعا آمار تلفات بیشتر از این خواهد بود .وزیر کار شرمسار  از عدم مدیریت شهر و مدیریت بحران توسط دولت خود ،با صدور دستوری تلاش میکند که حداقل وجه ای برای خود مهیا سازد.
وی میگوید  "با این دستور التیامی برای خانواده های کارگران بیکار شده باشد."
دستور وزیر کار " برقراری بیمه بیکاری برای کارگرانی که دارای دفترچه هستند."
همانطورکه جناب وزیر میداند قریب به اتفاق آن کارگاه ها زیر 10 نفر کارگر داشته است .و این کارگاه ها بر اساس مصوبه سالهای اخیر مشمول قانون کار نیستند.چرا که در حدود بیش از 10 سال است بر اساس تغییر و اصلاح قانون کار " کارگاه های زیر 10 نفر کارگر از شمول قانون کار خارج شدند." این نیز حاصل اصلاح قانون کار است .قانون فوق خیلی آشکار و روشن بر علیه منافع کارگران است. چنانکه  اصلاح و تغییر قانون کار در حال حاضر نیز روی میز مجلس است .
اصلاح قانون کار به صلاحدید تامین منافع سرمایه داران ،دولت و قانون گذاران است ،کارگرانی که در ساختمان پلاسکو مسدوم یا جان باختند ،اگر  بیمه نداشته باشند که قریب به اتفاق آنها ندارند ،تا آخر عمر از دریافت مستمری و از کارافتادگی برخوردار نمی شوند. کالبد شکافی علل آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو تهران را میتوان در عدم وجود"
 حداقل استانداردهای" این برج تولیدی و تجاری جستجو نمود . عمر مفید ساختمان در کشورهای جهان سوم تا 30 سال است، که قابل بهره برداری میباشد.
با سر آمدن این زمان ساختمان از استاندارد های خود خارج می گردد، " باید تخریب و نو سازی شود."
یا حداقل باید  سیستم های ایمنی آن را تقویت و به استاندارد روز رساند .این عملیات ساختمانی و ایمن سازی،  همراه با هزینه کردن است. نکته قابل توجه اینکه این ساختمان که برج محسوب میگردد.ظرف  مدت 55 سال ، هنوز از لوله کشی گاز برخوردار نبوده است . کلیه واحد های تولیدی و تجاری از هی تر های برقی و کپسول گاز و گاز پیک نیک استفاده میکردند. طبعا کلیه وسایل مورد استفاده گرمایشی از ایمنی لازم و کافی برخوردار نیست.
مالکین  و سهامداران این برج پلاسکو  از کمبود ها و نواقص ملک خود کاملا آگاه و مطلع بودند. 
جهت تعمیرات و بازسازی نیاز به تعطیلی واحدها بود . مالکین و سهامداران  نیز از تعطیلی واحد ها خودداری کردند .زیرا که بنفع شان نبود  ، که تعطیل کنند و هزینه بگذارند. چند نکته مهم بقای برج پلاسکو معلوم شد.
طبق قوانین شهرداریها ، آنها موظف ومکلفند که موارد نقض کننده ایمنی های لازم اماکن را به اطلاع مالکین برسانند ،و پیگیری های لازم بشود. ماده 55 و بند 14 قوانین شهرداری،شهردار را موظف و مکلف می نماید ، در صورتی که مالکین اقدام به اجرای رفع نواقص ملک خود نکردند  ، نواقص باید توسط شهرداری انجام پذیرد.  شهردار بانی شهر است .مدیریت شهرها بر عهده این سازمان است.
بانی و شهردار بودن به معنای تفسیر و تصور سودآوری کردن برای آن سازمان و خود نیست. مدیریت به این معناست که چنین حوادث در شهر روی ندهد.امنیت خاطر شهروندان محترم شمرده شود.کارتن خواب ها در زمستان یخ نزنند .کودکان کار در مراکز تخلیه زباله ، به جای زباله به کام آتشی که شهرداری ان را افروخته است، جان ندهد.
  حوادث نا گوار همواره در پایتخت رخ میدهد .   تعمیرات کف خیابانها در ساعات پر تردد ،
عملیات عمرانی غیر ضرروی  بوجود آورده میشود ، که این نوع عملیات جهت پولشویی و رانت خواری در شهرداری  ایجاد می گردد ؟؟
با توجه به الودگی هوای تهران ،باید از تردد و سایل نقلیه جدا  خودداری شود .در صورتی که شهرداری با دریافت میلیاردها تومان هوای تهران را به شهروندان مرفه ثروتمند می فروشد . شهرداری با فروش طرح محدوده ترافیک ، بهترین تجارت سود آور را برای خود کسب کرده است. سلامت شهروندان که قطعا و بدون قید و شرط قابل معامله و فروش نیست.اما شهرداری  آن را می فروشد!!؟
درآمد دیگر شهرداری که خلاف قوانین زیست محیط است .با تغییر کاربری اراضی  کشاورزی به املاک تجاری و مسکونی برای مالکین آن 2  سوم این اراضی را تصاحب کرده ، و به 1 یک سوم ان مجوز ساخت میدهد .
تمامی این ثروتهای بیکران  را بین مدیران ارشد تا کارمندان یقه سفید چپاول می کنند و  علاوه بر ان از مزایای گوناگون برخوردارند .همچنین املاک را با بهای نجومی پیشکش می نماید . سازمان شهردار تهران ،جزئی از قلمرو دزدی و چپاولشان محسوب میگردد. چنانکه تنها یک مورد از غارت و چپاولشان به روزنامه ها درز کرد.
این سفره گشوده شده سازمان شهرداری از مدیران ارشد تا افراد خاص را شامل میشود.نکاتی که گفته شد به عنوان علل اصلی فرو ریختن برج پلاسکو محسوب میگردد. بنیاد مستصعفان مالک اصلی و مالکین جزء دیگر ، متهمین دیگر این حادثه به شمار می روند.
از این رو متهم هستند که ،  جهت استاندارد سازی برج پلاسکو اقدام نکردند !! آنها نیز به سرمایه شان بیش از جان انسانها ارزش قائل شدند. اولویت دادن به سرمایه از محور مناسبات وجودی این نظام سرمایه داری به شمار می رود.به ویژه آنکه در روبنای سیاسی این نظام  مدیریت ملوک الطوایفی حاکم است. با  اینگونه مدیریت جامعه  ، اوضاع مردم به خصوص  کارگران و دیگر مزد بگیران زحمتکش بهتر از این نمی شود !!
قربانیان این حادثه و حوادثی اینگونه ، از مردم فرودست جامعه هستند .
دستمزد کارگران که بهای ارزانترین کالا در زنجیره تولید باشد، مسلم است که در روابط اجتماعی جاری نیز از ارزش فرو دستی برخوردار خواهد بود  . عدم اهمیت لازم و کافی به جان این کارگران از نکات مهم و محور مشترک اعم از مالکین برج ( بنیاد مستضعفان ) ، شهرداری تهران ، وزارت کار  و سازمان تامین اجتماعی است . در نتیجه شهرداری تهران در ردیف اول متهمین حادثه قرار دارد و باید پاسخگو ی خانواده های جانباخته آتش نشانی و مسدومین باشد .
عدم اقدام اگاهانه شهرداری نسبت به نواقص موجود در این برج موجب جان باختن کارگران آتش نشانی و دیگر مجروحین گردید .
ما کارگران خواهان مجازات شهرداری تهران ، بنیاد مستصعفان،  سازمان تامین اجتماعی و وزارت کار هستیم .
همچنین باید  غرامت جان باخته گان به خانوادهایشان  و غرامت  مسدومین پرداخت شود .لذا  ایجاد مستمری برای خانواده هایی که نان اورخود را از  دست داده اند.مقرری بیمه بیکاری به کلیه مسدومین ، که قادر به انجام کارشان نیستند . مقرری بیمه بیکاری برای کارگرانی که بیکار شده اند .
بدیهی است که کلیه حقوق و مقرری و مستمری ،سازمان تامین اجتماعی باید مستثنی از قانون کار(کارگاه های زیر 5 نفر و کارگاه های زیر 10 نفر کارگر از شمول  قانون کار خدف شدند )    به همه نامبردگان فوق تعلق بگیرد .
ما کارگران ضمن عرض  تسلیت به خانواده های جانباخته آتش نشانی ،خود را نیز شریک غم آنها میدانیم .

     5/بهمن95

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری ایران  .

ه‍.ش. ۱۳۹۵ بهمن ۵, سه‌شنبه

چند شعر از: زهره مهرجو

"روز میعاد"
چند شعر از: زهره مهرجو
۲۲ ژانویه ۲۰۱۷



«انتخاب»

کبوتر سپید رؤیاها،
عطش مدام رهایی
در زمین شب زده! ..
اکنون، که در حضور خزان
آسمان به سُرخی گرائیده،
در جوار فصل سرد کولاک ها ...
و تقابل عریان اضداد؛
از رنج و محنت راه ..
سخن مگو!

نه .. از آنچه ز دست رفته
شرح پریشانی و نومیدی،
از بی افقی
سخن مگو!

ببین به کجا رسیده ای ..! –
بیا اگر باورت نمی شود
بگذار نشانت دهم –
با من تا کنار دریاها
و آبشارهای مرتفع ..
تا دورترین نقطۀ جنگل ها .. دشت ها
سفر کن!

مرا تا فراز کوهها ...
و اوج آسمان ...
تا سطح تابناک ستاره ها،
همراهی کن! ..

ببین چگونه
در عمق هر کدام، که درنگ می کنی
خویشتن را باز توانی شناخت!

*  *  *

دریاب! که راه ما
نه سازشی می شناسد ...
و نه هرگز نهایتی.


«روز میعاد»

روزی که آسمان، دگرگون شود
و باد
خواب رؤیاهای دیرین را برهم زند؛
زمین به زیر رنگین کمانی
از نور و غبار
به خود آید ...

و پرندگان
گویی در پاسخ به دعوتی مستور
بناگاه گِردهم آیند ..
و تا دور دست ها
اوج گیرند.

هنگامی که بغضِ ابرها
با انفجاری در هم شکند ..
و دریای عاصی
امواج عظیم خویش را
به سوی سواحل منتظر
رها سازد.

روز فرو نشستن عطش زمین
در بارشی سنگین و بی وقفه؛
پس کشیدن تیرگی
پدیدار گشتن خورشید زندگی ..
سربرآوردن جوانه ها از خاک.

روز پُربار گشتن شاخه های صبور
لبخند شیرین شکوفه ها،
رقص برگ ها در باد
سرور قلب ها
در بزمی راستین ...
مهلت انسان شدنِ انسان

*   *   *

روزی که سرانجام
لحظه های ما
با سکون و زوال، وداع گویند ...
و تحرٌک و بالندگی
در همه سویی،
پدیدار گردد.

در آن روز پرشکوه؛
تو را خواهم جُست
تو را، خواهم یافت ..
و این، قول یقین من است –

که ما را
اینگونه بودنی سزاوار است
و عشقی؛ که شایستۀ
چنین بودنی...

و نه ذرٌه ای کمتر!


«کودک جنگ»

در می کِشی، چهرۀ کوچکت به هم
نقش می زنی، رنج و اضطراب و
خشم و انزجار خویش ..
به پیش نگاه ها.

پا نهاده ای به دنیای ما
تا آشنا شوی با نهایتِ فاصله ها
اوج تباهی ها، جنگ ها
که افسوس .. پس از گذشت قرن ها نیز
نیست برایشان، راه حلی کارساز.

بیشمار مردمان کار
می دوند صبح تا شام
بهر نان خویش
و ندارند مجالی برای
پرسیدن، آموختن ...
و متشکٌل شدن
در صفوفی هدفمند.

صاحبان مقام
خود اسیر قدرتی بزرگ تر  
نمی کنند عزم
که بجویند برای مشکلات تدبیری،
غول «سرمایه» بر فرازها سایه افکنده
هر چه کمتر در محیط برتران؛
وزین تر .. بر گردۀ محرومان.

*   *   *

وجود تو عزیز است
در نگاهت، تازه گی
افق بی انتهای زندگی
موج می زند ...
هزار پرستوی مهاجر
پر می کشند در آسمان رؤیاها، با دیدنت
هزار گل خواهش
می رویند در باغ وجود ما ...

و آنگاه، با حسرتی
برای جسم کوچکت
برای طپش های قلب محزون کوچکت ..
در غروب می نشیند
آسمان ذهن ما:

«ای شهاب فروزان زندگی
کاش هرگز،
گم نمی گشتی
از قلمرو آسمانی خویش؛
پدیدار نمی گشتی
در این سرای خراب ما!»


«گل سُرخ زمستانی»

گل سرخ زیبا!
بر دامنۀ کوهی بلند، رُسته ای..
از میان برف و طوفان ها
شکفته ای.

چهرۀ لطیفت، سرخ سرخ
قامت افراشته ات، هماره آماده باش..
با سلاح تیغ می زنی بر خصم زندگی
با آفتاب و باران، پیوند دیرینه داری
عشق به هستی را ..
اینچنین آموخته ای!

خون سرخ هوشیاری
که در رگانت جاری ست،
استوار می کند تو را
در حقیقت جویی.
پس ز هر چه می رود بر تو، سال تا سال ...
نه می گذری؛ نه از یاد می کاهی.

در وفا کردن، بی همتایی
اگر حتی به خاطرش
باید از فرازها به فرود ...
و از فرود؛ به فراز آیی.

بسته ای از دیرباز با ستاره ها پیمان
تا آن زمان که دامنه ها
سراسر سرخ شوند؛
هر سال، در یک زمان
به این نقطه
باز آیی...!


«به دریا نرسیدیم»

رودخانه ای بودیم ما
هر یک ..
وقتی همدیگر را یافتیم
مملو از امید ...
و مقصد، رسیدن به دریایی بود
که ما را سرانجام
به هم پیوند می داد.

چشم انداز زیبا بود
و آینده ای زیباتر
انتظارمان را می کشید...
آنجا که هستی
رو بسوی تکامل و بالندگی می رفت.

اما، شبح تردید
چون بالهای عقابی تنومند
در نیمه های مسیری شیبناک
بر ما سایه افکند
و زان پس، پاره سنگ ها و موانع راه
بر ما دو چندان می نمود ...

و سکوت آمد
و شکاف بین ما
که هر زمان، افزون می گشت،
تا آنجا که دیگر یگانگی ممکن نبود
ما ممکن نبودیم ...
و سرگذشت ما
چون کتابی نیمه تمام
در آن، واژۀ تغییر نمی گنجید.
لیک؛ دریغا.. دریغا
کلامی شکننده
که همچون ماهیان، گاه و بیگاه
سر برمی کشید
از تنگ بلورین آب:

«آه، اگر از بیراهه ها دوری نمی جستیم
اگر دام صیاد
کابوس بیداری مان نمی گشت
بیگمان به دریا می پیوستیم!»


«پرواز ذهن»

ذهن من
همچون دریایی ست ..
رهایش که می کنم
سوار بر امواجش
مرا با خود می برد، به دوردست ها ...
در اعماق
حقایق آشکار می شوند،
آرزوها جان می گیرند
زندگی، زیبا می گردد ..

در افق
بسان پرنده ای
به پرواز درمی آید ...
و به بینهایت می پیوندد.

*   *   *
بازش که می دارم،
همه چیز از جنبش بازمی ایستد ..
و وجودم را
لغزشی بسوی مرگ
فرا می گیرد.

*   *   *
ذهن من
هرگز آرام مگیر!
وگرنه، بالهای هستی ام
می شکند.


«کابوس شب»

آنجا.. در اعماق شبی مه گرفته و خاموش
پرنده ای می خواند.

آواز غریبش
بسان نالۀ شومی ست ...
شاید این آوا
سوگواریِ عاشقی باشد
در فراغ یار گم گشته اش،
یا خبری ..
که خود، پیک خسته را
محزون ساخته.

صدا، تکرار کنان
در سراسر شب تیره
می پیچد! ...

و سپس،
شبحی هراسناک ..
بر دیوارها و پنجره ها
دست می ساید.

خواب، توازن بین مرگ و زندگی ست
که تردیدوار
بر پلک ها سنگینی می کند.

*  *  *

آه .. می بایست چاره جست،
برای رها شدن از چنگال سایه ها ..
پیش از محو شدن
پیش از فروبستن آخرین دم
باید خانه ای استوار

بنا نمود!